«دولت یا صداوسیما؟»؛ پاسخ کاربران خبرآنلاین به یک ادعا / وقتی گزینه سوم «هیچکدام» است

به گزارش خبرگزاری خبرآنلا ین، «میزان اعتماد مردم به صداوسیما از میزان اعتماد مردم به دولت بیشتر است.» این جمله رئیس دانشگاه صداوسیما، اگرچه بر مبنای یک نظرسنجی مطرح شده، اما وقتی پای تجربه و قضاوت مخاطبان به میان میآید، با پرسشهای جدی مواجه میشود؛ دستکم واکنش کاربران خبرآنلاین به این ادعا نشان میدهد که بخش قابل توجهی از مخاطبان نهتنها صداوسیما را قابل اعتمادتر از دولت نمیدانند، بلکه اساساً با اصل مقایسه نیز مسئله دارند.در نظرسنجی خبرآنلاین با این پ رسش که «اعتماد مردم به صداوسیما بیشتر است یا دولت؟»، تعداد زیادی از کاربران یک پاسخ مشترک داشتند: «هیچکدام.»
پاسخی که در کامنتها بارها و بارها تکرار شده است؛ از «به هیچکدام اعتماد نداریم» تا «هر دو در حد فاجعهاند» و «یکی از یکی بدتر». برخی کاربران حتی معتقد بودند اساساً باید گزینه سومی برای این پرسش در نظر گرفته میشد؛ گزینهای که نه دولت باشد و نه صداوسیما.
«دولت، با همه ضعفهایش»
با این حال، در میان کسانی که یکی از این دو را انتخاب کردهاند، کفه ترازو در کامنتهای منتشرشده عمدتاً به سمت دولت سنگینتر است.
کاربری نوشته است: «دولت» و دیگری صریحتر گفته: «مسلماً دولت پزشکیان.» کاربر دیگری که تأکید کرده در انتخابات به پزشکیان رأی نداده، نوشته است که با وجود این، به دولت او بیشتر از صداوسیما اعتماد دارد.
دلیل بخشی از این کاربران نیز مشخص است: دولت، دستکم در نگاه آنان، محصول انتخاب مردم است. یکی از کاربران نوشته است: «مسلماً دولت… چون حداقل آقای پزشکیان با رأی مردم انتخاب شده، ولی مدیران صدا و سیما اصلاً مردمی نیستند.»
در این نگاه، مسئله فقط عملکرد دولت نیست؛ منبع مشروعیت و امکان تغییر مدیران نیز بخشی از اعتماد است. دولت در برابر رأی مردم و افکار عمومی قرار دارد، اما صداوسیما برای بخشی از کاربران نهادی است که خود را پاسخگو به افکار عمومی نمیبیند.
کاربر دیگری نیز نوشته است: «دولت از صداوسیما امینتر است. صداوسیما مختص به یک طیف خواص است.»
حتی برخی منتقدان دولت نیز در مقایسه با صداوسیما، دولت را انتخاب کردهاند. یک کاربر نوشته است: «دولت خیلی ضعیفه، صدا و سیما هم اصلاً به ما ربطی نداره، مختص یه گروه خاصه.»
چرا صداوسیما برای بخشی از کاربران «غیرقابل اعتماد» است؟
در بخش دیگری از کامنتها، مسئله دیگر صرفاً نارضایتی از برنامههای تلویزیونی نیست؛ کاربران از «اعتماد» حرف میزنند و برای توضیح بیاعتمادی خود به تجربههای خبری و رسانهای اشاره میکنند.
یکی از پرتکرارترین استدلالها، عملکرد صداوسیما در بحرانها و رخدادهای مهم سالهای گذشته است. ماجرای هواپیمای اوکراینی، اخبار مربوط به جنگ، روایتهای نظامی و ادعاهای مطرحشده درباره سرنگونی جنگندهها و حتی نحوه پوشش قطعی اینترنت، در میان کامنتها بارها تکرار شده است.
یک کاربر نوشته است: «در زمان جنگ که این بیاعتمادی بیشتر شده و عیان شده است.»
کاربر دیگری نیز با مقایسه اعتماد خود به دولت و صداوسیما نوشته است: «حرفهای دولت ۵۰-۵۰ قابل اعتماد است ولی حرفهای صداوسیما ۱۰۰ درصد غیرقابل اعتماد.»
این جنس پاسخها نشان میدهد برای بخشی از مخاطبان، مسئله اصلی صداوسیما نه جذابیت برنامهها، بلکه اعتبار خبر است. آنها میگویند وقتی رسانهای در بزنگاههای مهم روایتهایی ارائه میکند که بعدها محل تردید یا تکذیب قرار میگیرند، اعتماد به کل رسانه آسیب میبیند.
یکی دیگر از کاربران نوشته است: «اعتماد من به دولت اگر ۸۰ از ۱۰۰ باشد، اعتماد به صداوسیمای میلی یک از صد است.»
«مردم دیگر صداوسیما را رسانه خودشان نمیدانند»
یکی از پرتکرارترین مضامین کامنتها، مسئله فاصله میان صداوسیما و جامعه است.
کاربران از عباراتی مانند «رسانه میلی»، «رسانه یک اقلیت»، «مختص یک گروه خاص» و «صداوسیمای پایداری» استفاده کردهاند. حتی در مواردی که کاربران به دولت هم انتقاد داشته، باز این گزاره تکرار شده که صداوسیما دیگر نماینده تنوع دیدگاههای جامعه نیست.
کاربری نوشته است: «صداوسیما مقبولیت و مرجعیت رسانهای خود را از دست داده است.»
کاربر دیگری معتقد است: «صداوسیما شده پاتوق یک گروه اقلیت که هیچ اعتمادی بهش نداریم.»
و کاربری دیگر با اشاره به همین مسئله نوشته است که صداوسیما «انحصار ۱۰ درصد جامعه ایران» است و اگر رسانهای واقعاً مردمیتر باشد، مراجعه مردم به رسانههای خارجی نیز کمتر خواهد شد.
این بخش از واکنشها یک نکته مهم را برجسته میکند: برای مخاطبان، اعتماد فقط به معنای درست یا غلط بودن یک خبر نیست؛ مسئله این است که آیا رسانه، خود را متعلق به همه جامعه میداند یا نه.
«چشم و عقل خودمان را باور داریم»
در میان کامنتها البته یک پاسخ متفاوت هم بارها تکرار میشود: مردم دیگر الزاماً به جای یک رسانه، رسانه دیگری را انتخاب نمیکنند؛ بلکه به تجربه شخصی خودشان تکیه میکنند.
یکی از کاربران نوشته است: «اعتمادمون بیشتر به چشم و عقل خودمونه عزیزم.»
این جمله شاید یکی از کوتاهترین اما معنادارترین واکنشها به پرسش خبرآنلاین باشد. چرا که مسئله را از دوگانه «دولت یا صداوسیما» خارج میکند و به یک بحران بزرگتر میرساند: وقتی اعتماد به نهادهای رسمی کاهش پیدا میکند، مرجع تشخیص حقیقت برای مخاطب کجاست؟
در چنین شرایطی، بخشی از مردم ممکن است سراغ شبکههای اجتماعی، رسانههای فارسیزبان خارج از کشور یا منابع غیررسمی بروند و بخشی دیگر نیز اساساً هیچ منبعی را بهطور کامل معتبر ندانند.
حامیان صداوسیما
البته کامنتها یکدست نیست و نمیتوان از آنها تصویری ساخت که گویی همه کاربران علیه صداوسیما هستند.
در میان نظرات، کاربرانی نیز صریحاً از صداوسیما دفاع کردهاند. یک کاربر نوشته است: «به صداوسیما اعتماد صددرصد دارم اما به دولت ۱۰ درصد.»
کاربر دیگری نیز معتقد است صداوسیما اگر اختیار بیشتری داشته باشد میتواند «بهترین شبکه جهانی» باشد و مشکلات فعلی را ناشی از محدودیتهای اعمالشده بر این رسانه میداند.
همچنین کاربری نوشته است به هر دو نهاد رسمی کشور «۷۰، ۸۰ درصد» اعتماد دارد.
بنابراین، بیاعتمادی به صداوسیما مطلق و بدون مخالف نیست؛ اما در میان کامنتهای این نظرسنجی، دیدگاههای مدافع صداوسیما بهمراتب کمتر از نظرات انتقادی و بیاعتمادکننده به چشم میآید.
یک سؤال که در کامنتها مدام تکرار شد
نکته دیگری که شاید بیش از نتیجه مستقیم نظرسنجی اهمیت داشته باشد، این است که کاربران بارها پرسیدهاند: این نظرسنجی با چه جامعه آماری و در چه شرایطی انجام شده است؟
یکی از کاربران خطاب به رئیس دانشگاه صداوسیما نوشته است: «نظرسنجی از چه کسانی؟ در کجا؟ و نتیجه را منتشر کنید. نظرسنجی در بایگانی که ارزشی ندارد!»
این واکنش نشان میدهد که در شرایط بیاعتمادی، حتی خودِ عدد نظرسنجی هم برای مخاطب نیازمند توضیح و شفافیت است. اگر گفته میشود اعتماد به صداوسیما از دولت بیشتر است، مخاطب میپرسد نمونه آماری چه بوده، پرسش چگونه مطرح شده، چه گروههایی در آن حضور داشتهاند و نتایج کامل کجاست؟
در واقع، مسئله به یک دور باطل میرسد: رسانه از اعتماد مردم حرف میزند، اما بخشی از مردم حتی به دادهای که برای اثبات این اعتماد ارائه میشود نیز اعتماد نمیکنند.
«یکی دم خروس است، یکی قسم حضرت عباس»
شاید یکی از کاربران با یک تعبیر عامیانه، فضای بخش بزرگی از کامنتها را خلاصه کرده باشد: «یکی دم خروسه، یکی قسم حضرت عباس.»
در این نگاه، ماجرا دیگر رقابت میان «دولت» و «صداوسیما» نیست؛ مسئله، بحران اعتماد به نهادهای رسمی است.
برخی کاربران دولت را مسئول گرانی، تورم و مشکلات معیشتی میدانند و در مقابل، صداوسیما را متهم میکنند که به جای انعکاس مشکلات جامعه، در حال توجیه یا کمرنگ کردن آنهاست. برخی نیز معتقدند دولت و صداوسیما اساساً از یکدیگر جدا نیستند و نباید آنها را در برابر هم قرار داد.
یک کاربر نوشته است: «دولت و سازمان صداوسیما زیر نظر رهبری معظم نظام جمهوری اسلامی هستند… در هر حال دولت و صداوسیما یکی هستند. مرزبندی نکنیم بهتره.»
کاربر دیگری نیز از زاویهای متفاوت نوشته است: «دولتها از خود اختیار نداشته و ندارند. صداوسیما هم بلندگوی نظام و دستگاه تبلیغات آن است. پس مردم از هر دو دلخور هستند.»
از «اعتماد بیشتر به دولت» تا «اعتماد به هیچکدام»
جمعبندی کامنتهای منتشرشده نشان میدهد که پاسخ کاربران به این پرسش، بیش از آنکه یک رقابت ساده میان دو نهاد باشد، تصویری از سطح و جنس اعتماد عمومی ارائه میکند.
یک گروه، دولت را انتخاب میکنند؛ نه لزوماً به دلیل رضایت کامل از عملکرد آن، بلکه به این دلیل که آن را انتخابشده توسط مردم میدانند. گروه دوم میگویند هیچکدام قابل اعتماد نیستند و مشکلات دولت و صداوسیما را در یک چارچوب کلیتر میبینند.
گروه سوم، صداوسیما را صریحاً غیرقابل اعتماد میدانند و برای این بیاعتمادی به تجربههای خبری، عملکرد رسانه در بحرانها، یکطرفه بودن روایتها و فاصله گرفتن از سبک زندگی و خواستههای بخشهایی از جامعه استناد میکنند.
و گروهی کوچکتر نیز همچنان از صداوسیما دفاع میکنند و آن را رسانهای ضروری برای حفظ روایت رسمی کشور میدانند.
در میان این واکنشها، پاسخ «هیچکدام» نیز بارها تکرار شده است؛ پاسخی که نشان میدهد بخشی از مخاطبان ترجیح میدهند اعتماد خود را به عملکرد هر دو نهاد و تجربهای که از آنها دارند گره بزنند، نه صرفاً انتخاب میان یکی از این دو. البته کامنتهای کاربران را نمیتوان جایگزین یک نظرسنجی علمی و دارای جامعه آماری مشخص دانست، اما همین واکنشها نشان میدهد که موضوع اعتماد عمومی، همچنان برای مخاطبان محل بحث است و ارزیابی آن نیازمند دادههای شفاف و قابل بررسی است.
۵۹۵۹



